نام کاربری : 

 رمز عبور : 

  ثبت نام

     

  کلمهء رمز را فراموش کرده ام
منوی اصلی
آرشيو
 
    1127

چه بگوییم و چگونه بگوییم تا جذاب­تر باشیم؟ - 2

شناسایی مخاطب برای تاثیرگذاری بیشتر

نوشته شده توسط حسام بی باک

در مقاله پیشین در مورد سه اصل مهم کلامی که به جذابیت سخنانمان می­افزایند اشاره کردیم. در این شماره قصد داریم به شناسایی بیشتر مخاطب بپردازیم و این سه اصل را در مخاطب­های گوناگون مورد ارزیابی قرار دهیم تا با توجه به ویژگی­های مخاطبمان محتوا، احساس و ریتم سخنانمان را تغییر دهیم تا بیشترین تاثیر را بگذاریم.

مخاطب کلام از نظر محتوا

نخستین هنر گوینده این است که بتواند محتوای کلام خود را با شنونده خود هماهنگ سازد. از دیرباز این مصراع مولانا را چون ضرب المثل تکرار می­کنیم که: «چون که با کودک سر و کارم فتاد/پس زبان کودکی باید گشاد». همچنین حدیثی از رسول خدا در کتاب اصول کافی نقل شده است که: «ما پیامبران ماموریم تا با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوییم». محبوبترین سخنوران و اساتید کسانی­اند که مباحث پیچیده را با بیانی سهل و ساده بیان می­کنند و مردم از هر قشری مشتاق این سخنانند. سخنان ثقیل و پیچیده گفتن نشانه عقل و فضیلت نیست، استفاده از کلمات پیچیده و واژگان نامانوس هم باعث خستگی مخاطب می­شود و هم حمل بر غرور و فخر فروشی گوینده می­شود. راحت سخن بگویید سعی نکنید از راهی غیرطبیعی به کلام خود جذابیت ببخشید. راه­های بسیاری برای جذابیت کلامی وجود دارد، استفاده از تمثیل­های شیوا و به­جا، نقل داستان­های کوتاه، بهره­گیری از طنزها و لطیفه­های مناسب و بیان اشعار و جملات بزرگان همگی بر جذابیت کلام از راهی مطمئن و مودب می­افزاید که برای این مورد نیازمند مطالعه و افزایش دانش ادبی هستید. از دیگر نکات مهم در باب هماهنگی سخن با مخاطب دقت در لحن کلام است. لحن صمیمی و به اصطلاح خودمانی شایسته هر مخاطبی نیست اما گاهی می­توان برای تغییر فضا و جلوگیری از یکنواختی مجلس از لحن صمیمی هم در یک جمع رسمی استفاده کرد. به عنوان مثال می­توان در اثنای یک جلسه رسمی کاری این­طور گفت: «اگه می­خوایم موفق باشیم باید نگاهمونو عوض کنیم، دوس دارم این تفکر رو بین همتون ببینم که برنده-برنده به قضایا نگاه می­کنین این انتظار من از مجموعه­اس».

مخاطب کلام از نظر احساس و ریتم

در دانش برنامه­ریزی عصبی – کلامی انسان­ها را بر اساس حواس ترجیحی به سه دسته تقسیم می­کنند: بصری، لمسی و سمعی. منظور از حواس ترجیحی آن است که فرد در برقراری ارتباط با محیط کدام حس را ترجیح می­دهد و از کدام حس بیشترین استفاده را می­برد. به عنوان مثال یک فرد در سفر به یک کشور خارجی بیشتر به مناظر، تنوع رنگ­ها، نوع پوشش مردم، زرق و برق خیابان­ها، رنگ آسمان و ... دقت می­کند. فرد دیگری در آرامش شهر، صدای پرندگان در معابر و پارک­ها، سکوت شبانه شهر، موسیقی­های محلی و غیرمحلی، لحن و تن صدای مردم و ... غرق می­شود. فرد سوم اما از خونگرمی مردم صحبت می­کند، از هوای گرم و شرجی شهر گله می­کند، از اینکه گرمای آفتاب چقدر سوزنده است، از آب خنک دریا خبر می­دهد و اینکه شنا در آن چقدر لذت بخش است. این افراد همگی به یک کشور واحد سفر کرده بودند اما هرکدام از مجرای یکی از حواس به آن شهر و کشور نگریسته­اند و می­بینید که چقدر برداشت متفاوتی داشته­اند. نفر اول یک فرد بصری است، چنین فردی بیشتر به مشاهدات بصری­اش تکیه می­کند، بیشتر دیدنی­ها را می­بیند و از دیدن لذت می­برد. برای شناسایی چنین افرادی اگر در صحبت­هایشان دقیق شوید متوجه می­شوید بیشتر سرنخ­های تصویری در کلامشان یافت می­شود و البته چنین افرادی به طور معمول سریع­تر سخن می­گویند گویا عجله دارند تا دیده­هایشان را با شما تقسیم کنند. فرد دوم یک فرد سمعی است، با سر نخ­های شنیداری در کلامش. آرامتر از فرد اول سخن می­گوید تا شما هم بتوانید برخی از صداها را درک کنید و فرد سوم که یک فرد لمسی است، پایین­ترین سرعت را در مکالمه دارد، با آرامش سخن می­گوید گویی هر آنچه را دیده دوباره لمس می­کند و احساس­هایش را دوباره بیان می­کند چنان از لطافت آب سخن می­گوید که خیسی را بر بدنتان حس می­کنید.

شناسایی اینکه کدام حس در افراد ترجیح دارد تاثیر بسیاری در برقراری روابط سازنده دارد چرا که در برابر هر کدام باید با زبان بلکه با حس خودشان صحبت کنید. اگر قرار است فیلمی را برای هر یک جداگانه تعریف کنید، برای فرد بصری باید صحنه­های چشم­نواز و حرکات دوربین و نور و جلوه­های ویژه را به خاطر بسپارید. برای فرد سمعی باید دیالوگ­ها را حفظ کنید و برای لمسی باید از خشونت یا عطوفت جاری در فیلم بگویید و اینکه از دیدن فیلم چه احساسی پیدا کردید.

بصری­ها دوست دارند ببینند، محبت را نشان­شان بدهید، برایشان هدیه بگیرید و آن را پر زرق و برق بسته­بندی نمایید. سمعی­ها دوست دارند بشوند، هدیه­ای که برایشان می­گیرید در درجه دوم اهمیت قرار دارد در درجه نخست کلمات محبت آمیزی قرار دارد که همزمان با دادن هدیه بیان می­کنید. لمسی­ها دوست دارند لمس کنند، فشردن دست برای چند ثانیه یا در آغوش کشیدن­شان آنها را ذوق زده می­کند. هرچند همه انسان­ها کمابیش هر سه کیفیت احساسی دارند اما تنها یکی را ترجیح می­دهند که دقت در این موضوع حایز اهمیت است. اگر شما یک فرد بصری را مکررا در آغوش بکشید و ببوسیدش او را کلافه خواهید کرد همچنین خواهد بود اگر با او کند سخن بگویید. بر عکس اگر برای یک لمسی ده­ها هدیه بگیرید و هزاران بار کلمات محبت­آمیز نثارش کنید او باز احساس کمبود محبت خواهد کرد و اگر در تشریح یک واقعه پشت سر هم و بلا انقطاع صحبت کنید او گیج شده و چیزی از صحبت­های شما متوجه نخواهد شد.

برای برقراری یک رابطه باید مهارت­های ویژه­ای را در خود پرورش دهید. از گسترش دایره لغات تا توانایی تشخیص کیفیت احساسی ترجیحی افراد؛ همه اینها مستلزم صرف وقت، مطالعه و تمرین است. می­توانید روی هر بخش مدتی تمرکز کنید و پس از کسب مهارت در آن بخش سراغ بخش­های دیگر بروید اما مطمئن باشید در بلند مدت چنان محبوبیت و جذابیتی را در بین دوستان و اعضای خانواده کسب خواهید کرد که جبران همه تلاش­هایتان خواهد بود.

مطالب مرتبط

چه بگوییم و چگونه بگوییم تا جذاب­تر باشیم؟-1

تعداد بازديدکنندگان                  تاکنون                تعداد کاربران آنلاين      1 نفر

کليه حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به شرکت شمس سا آیین می باشد.
Copyright © 2010-1389 Shamssa Ayin Co. Ltd. All rights reserved
پشتيبانی : شرکت طراح نرم افزار پيشگام